نظرسنجی سایت
آمار بازدید سایت
پیوند ها
فرمت : WORD تعداد صفحه :84
استرس و فنون كاهش استرس
قرن بيست و يكم عصر شلوغي است. هياهو در ذهن نفوذ ميكند و آن را با همهمه اي از حواس پرتي ها انباشته مي سازد- مقوله هاي جديد، قطعات خبري دو طرفه، صداي انفجارآميز موسيقي، دوره هاي نمايشي مدام مكرر كه آسودگي بعد از اوج نمايش را به همراه نمي آورد، صرفاً اشتياقي را براي تخليه هيجاني روزانه ايجاد مي كنند.
آلدوس هاگزلي
سكوت، آزادي، آرامش، 01946 ، ص 24
رابطة بين استرس زندگي و آسيب شناسي رواني موسسة ملي بهداشت رواني نتيجه گرفته است كه زنجيرة متصل (رابطة) بين استرس (فشار) زندگي و آسيب شناسي رواني در نوشته ها به خوبي مورد حمايت قرار ميگيرد.
هر چند كاوش متداول تشريح آن است كه چگونه استرس زندگي سلامتي و آسودگي يك نفر را از بين ميبرد.
به عنوان يك چهارچوب مفهومي (كلرمن و ويس من (1985، ص 56) يك تعريف كارا را از استرس و نامگذاري مربوطة آنرا تأمين كردند.
استرس : تغييرات رواني فرض شده، هيجاني يا جسماني بر اثر عامل استرس آور است.
استرس آورها: تغييرات محيطي پرفشار به ويژه از رخدادهايي كه نيازمند تغييرات در الگوها، خط سيرعادي كارها يا تعامل ها است.
پاسخ استرس: پاسخهاي رفتاري، رواني، هيجاني، جسمي يا شناختي كه در تلاشي براي از عهده برآمدن، وفق دادن يا باقي ماندن تجربه ميشود.
پيامدهاي سلامتي نامطبوع: مستعد بودن براي بيماريهاي جسمي يا اختلالات هيجاني به طور فزاينده.
نمودار 12-1
معادله اختلال عاطفي يا رفتاري
ميزان بروز اختلال عاطفي يا رفتاري= استرس + آسيب پذيري جسماني، عاطفي، اجتماعي و شناختي
مهارت از عهده برآمدن + حمايت اجتماعي + عزت نفس
استرس آورها يك تأثير تعديل كننده يا سبب ساز ميشوند كه با خصلت ها و عوامل شخصي در محيط اجتماعي تعامل مي كنند. (دورنوندودور نوند، 1985)
كنترل استرس، كاهش استرس و روندهاي آسودگي از استرس طرحهاي مداخله مي باشند. يك عمل مخاطره آميز آسيب شناسي رواني فرد با حضور استرس ضعيف كننده و معلوليت جسماني شدت مي گيرد، و اگر شخص داراي مهارت هاي قابل اعتماد باشد كه از عهده برآيد، داراي يك حس مثبت از خود باشد.
از بين مي رود و فرد وجود حمايت اجتماعي در محيط را مشاهده ميكند. از چشم انداز فرد، سلامتي ميتواند با معادله نشان داده شده در نمودار 12-1 ارزيابي شود. همچنين با يك معادله مشابه در محيطي متمركز در نمودار 12-2 نشان داده شده است، كه بر مخاطرة آسيب شناسي رواني در يك جمعيت متمركز است (آلبي، 1982).
آسيب شناسي رواني كمتر احتمال دارد كه در يك جمعيت واقع شود، اگر تمرينات اجتماعي شدن وجود داشته باشد كه رقابت اجتماعي، منابع حمايتي قابل دسترس در محيط، و فرصت هاي قابل دسترس براي افراد را آموزش دهد تا قيودات ساختاري، قيودات مثبت اجتماعي، و هويت هاي مرتبط با علايق مشترك اجتماعي را شكل دهد. هر دو معادله به هم وابسته هستند و نياز مهمي را براي اقدامات مربوطة استرس منعكس مي كنند كه چند بعدي هستند (الياس، 1989)
برخي از علائم استرس در نمودار 12-3 نشان داده شده.